تبلیغات
خانواده سالم درپرتواسلام - شوهر من به خانواده اش بیشتر از من توجه می کند..

شوهر من به خانواده اش بیشتر از من توجه می کند..

شوهر من به خانواده اش بیشتر از من توجه می کند . وقتی به او می گویم که به آنها کمتر توجه کن ناراحت می شود و تا مدتها بهانه گیری و بد رفتاری می کند . آیا این توقع من بیجاست ؟





پاسخ – این جمله ای که شما به شوهرتان گفته اید جمله ی قشنگی نبوده است . آقایان به خانواده شان بویژه به مادرشان تعصب دارند  اینکه ایشان بدرفتاری و بهانه جویی می کند بخاطر پیام بدی است که جمله ی شما به او داده است .

پاسخ – این جمله ای که شما به شوهرتان گفته اید جمله ی قشنگی نبوده است . آقایان به خانواده شان بویژه به مادرشان تعصب دارند . اینکه ایشان بدرفتاری و بهانه جویی می کند بخاطر پیام بدی است که جمله ی شما به او داده است . این جمله ای که شما گفته اید پیام های منفی به ایشان داده اید . پیام داده اید که شما انحصار طلب شده اید و می خواهید همسرتان فقط مال شما باشد . این پیام خوبی برای همسر شما نیست . پیام داده اید که شما دارید به این رابطه با خانواده اش حسادت می کنید و می خواهید رابطه ی او را با خانواده اش قطع بکنید .
اگر همسر شما بطور معمولی و متعارف دارد با خانواده اش توجه می کند ، شما نباید چنین انتظاری داشته باشید . اگر شما می خواهید که ایشان بعد از ازدواج به خانواده اش توجه نکند ، این منطقی نیست . بالاخره همسر شما با خانواده اش ارتباط عاطفی دارد . شما فکر کنید که سالهای بعد مادرشوهر می شوید ، فرض کنید که پسرتان را داماد کرده اید و عروس شما انتظار دارد که پسر شما ارتباطش را با شما قطع یا کم کند یا اینکه زیاد به شما توجه نکند، شما چه انتظاری دارید و چه حالتی به شما دست   می دهد ؟ پس اگر رابطه ی شوهر شما با خانواده اش متعادل است که حساسیت نشان ندهید ولی اگر ارتباطش هم خیلی زیاد است باز راهش این نیست که بگویید ارتباط خودت را با خانواده ات کمتر کن .
بنظر من شما نسبت به همسرتان عطوفت ، مهربانی و محبت کنید و با این مهربانی و محبت مرد را به طرف منزل خودتان بکشانید . و این عدم تعادل را این جوری تعدیل کنید . در تعارض دوتا الگو ، الگویی پذیرفته می شود که محبوب تر باشد . پس شما هم محبوب تر بشوید . و از عنصر عاطفه استفاده کنید . بدانید که مادر ایشان بدون هیچ قید و شرطی به فرزندش عشق می ورزد ، مواظب باشید که محبت شما مشروط نباشد . این تفاوتی است که ممکن است بین محبت مادر و همسر باشد . اگر شما فرزندی ندارید حتما کوچولویی بیاورید زیرا عامل مهمی است که همسر را به طرف منزل بکشاند . اگر باز هم این جواب ندارد شما         می توانید داستان را به او بگویید زیرا ایشان دارند افراط می کنند ولی با این ادبیات نگویید . شما احساس خودتان را به او منتقل کنید . بجای اینکه بگویید تو چقدر به آنها توجه می کنی ، چه خبر است ؟
بگویید که همسرم من به وجود تو احتیاج دارم و بدون تو احساس غربت می کنم و دلم می خواهد بیشتر کنار من باشی . این هم یعنی ارتباط خودت را کمتر کن یا اعتدال در رابطه ات داشته باش ولی این ادبیات اثر گذار است . اگر این هم جواب نداد دیگر ادامه ندهید و کار را رها کنید چون هر چقدر که شما حساسیت نشان بدهید جزو نقطه ضعف شما بحساب می آید و در آینده ممکن است از آن بعنوان یک اهرم فشار استفاده بشود . لذا حساسیت نشان ندهید .
ولی اگر این نکاتی که ما گفتیم بکار بگیرید مشکل حل می شود . اعتدال در ارتباط را هر انسانی خودش احساس می کند . انسان در هر زمینه ای که افراط یا تفریط بکند خودش احساس می کند . اگر اختلال در نظام زندگی ایجاد بشود نشانه ی افراط یا تفریط است .یک وقت اختلال  ایجاد نمی شود یعنی آقا به خانمش می رسد ، نیازهای مادی و عاطفی او را برآورده می کند ، برای منزل خرید می کنند و در منزل حضور دارند ، ابراز محبت می کنند و یک زمانی را هم به خانواده شان اختصاص می دهند و اختلالی ایجاد نمی شود.  یک وقت بچه بیمار است و آقا در منزل مادرش است . یک موقع نان ندارند و آقا نیمه شب می آید و در منزل مادرش بوده است و آقا یادش می رود که نان بگیرد .خانم هر وقت سراغ این آقا رامی گیرد در منزل مادرش است . البته غالبا ارتباط را رعایت می کنند . اینکار با داد و بیداد و قشقرق درست نمی شود باید با محبت و مهربانی وعاطفه آنرا درست کرد