تبلیغات
خانواده سالم درپرتواسلام - خانمم مدام منو سرزنش میکنه و..

خانمم مدام منو سرزنش میکنه و..

خانمم مدام منو سرزنش میکنه و همش میگه که خدایا ما چرا باید اینقدر مشکل داشته باشیم!


من ۲۱ سالگی ازدواج کردم و الان توی سن ۲۷ سالگی خدا بهمون یه بچه داده. از صفر شروع کردم و چند شیفت کار کردم تا چند ماه پیش که خدا کمک کرد تونستم یه خونه پیش خرید کنم.

خانومم این اواخر خیلی فکرش درگیره و مدام منو مورد سرزنش قرار میده. میشینه توی این شبکه های اجتماعی مدام دوستاشو نگاه میکنه که توی این کشور و اون کشور یا با ماشینای آنچنانی عکس میندارن و خوش میگذرونن و زندگی مرفه و بدون مشکلی دارن اینارو که میبینه مدام من سرزنش میکنه و همش میگه که خدایا ما چرا باید اینقدر مشکل داشته باشیم. ما چرا مسافرت درست و حسابی نمیریم . ما چرا نداریم . خدا چرا به اونا این همه مال و ثروت داده . من چرا شانس نداشتم با کسی ازدواج کنم که وضع مالیش خوب باشه و ......................
من واقعا نمیدونم باید چی بهش بگم و چطوری قانعش کنم که این فکرارو نکنه و .............فکرش واقعا درگیره ومن که اینطوری شب و روز برای زندگیم زحمت میکشم و تمام تلاشمو میکنم دل سرد میشم و من بابت این جریان ناراحتم


پاسخ:
دوست عزیز، ابتدا به شما تبریک میگوییم به خاطر اینکه به لطف خدا صاحب فرزند شدید. و البته جای شکر از سوی شما و همسرتان و تقدیر و تحسین از جانب ما و دیگران دارد که در این اوضاع نه چندان مساعد اقتصادی، صاحب خانه شده اید. واقعا جای شکرگزاری دارد. طبیعتا آنچه ما اینجا بگوییم برای شما اثراتی خواهد داشت که شاید شما به همسرتان بگویید این اثرات را نداشته باشد ولی به هر حال نکاتی را اشاره می کنیم که یادآوری آن بد نیست.

در احادیث و روایات بزرگان ما و به تبع ان در گفتار اخلاقی بزرگان و اهل معنا بسیار توصیه شده که در امور دنیوی و مادیات به زیردستان خود نگاه کنیم و در امور اخروی یا معنویات به بالادستان خود. امام صادق علیه السلام فرموده اند: «همواره به فروتر از خود نظر کن تا قدر نعمت های الهی را بدانی و شکرگزار او باشی، شایسته افزایش نعمت گردی و به عطایش قرار و آرام یابی» (مستدرک، ج ۲، ص۵۹). این توصیه اگر به خوبی دقت شود، میتواند کلید آرامش قلبی و فکری ما و شاید راهگشای زندگی و سعادت ما باشد. طبعیتا اگر ما در امور معنوی (و حتی مسائل ارزشی و اخلاقی و علمی) به رتبه ها و سطوح بالاتر از خود نگاه کنیم، وضع فعلی خود را کافی نخواهیم دید و سعی در ترقی در این مسائل خواهیم داشت و در مقابل اگر در مسائل مادی (مثل سرمایه مالی، ماشین، خانه و ...) به زیردستان خود بنگریم، از اوضاع خود ناراضی نخواهیم بود، خدا را شکر خواهیم کرد و دغدغه و حرص کمتری در این امور خواهیم خورد.
«دیل کارنگی»، نویسنده مشهور امریکایی در کتاب خود (آیین زندگی) از زبان مرد گرفتاری که مقروض بوده و قدرت ادای دین خود را نداشته، به علاوه، بر اثر مشکلات زندگی ناچار مغازه خود را تعطیل کرده است، شرحی نقل می کند و در ضمن چنین می گوید:
"مثل اشخاصی که از پا درآمده اند، در خیابان راه می رفتم. قدرت مبارزه و نیروی ایمان و امید را از دست داده بودم. در این موقع ناگهان مرد بی پایی را دیدم که روی یک تخته چوب کوچکی مجهز به چهار چرخ مخصوص نشسته و با دو قطعه چوب کوچکی که در دست هایش داشت خود را به جلو می کشاند.
موقعی با او روبه رو شدم که عرض خیابان را طی کرده بود و می کوشید کمی خود را بلند کند تا از لبه خیابان، داخل پیاده رو شود. در این هنگام چشمانش با چشمان من تلاقی نمود و با تبسم گرمی سلام کرد و گفت: چه هوای خوبی است! این طور نیست؟ من در مدتی که به تماشای او ایستاده بودم، متوجه شدم که تا چه حد غنی و متنعم هستم.
 من صاحب دو پا بودم و می توانستم راه بروم. از این که آن قدر به حال خود غصه و اندوه می خوردم، شرمسار شدم و با خود گفتم: در موقعی که این مرد چلاق می تواند خوشحال و مسرور باشد، من که صاحب دو پای سالم و قوی هستم، بیش از او باید موفق و خوشحال باشم. از این فکر نیروی تازه ای در وجود خویش احساس کردم.
تصمیم داشتم برای جریان کارم یکصد دلار از بانک قرض کنم. حالا جرأت آن را پیدا کردم که دو برابر آن مبلغ بگیرم و بالاخره، هم به گرفتن وام موفق شدم و هم یافتن کار. امروز این عبارت را روی آیینه حمام چسبانده ام تا هر روز آن را مرور کنم: غمگین بودم که چرا کفش ندارم، تا این که مردی را دیدم که اصلاً پا نداشت".(دیل کارنگی، آیین زندگی)

جدای از اینکه قطعا یک حد کف برای امور دنیوی و مالی لازم است، اما خودتان حتما قضاوت خواهیم کرد که با در پیش گرفتن آنچه گفته شد، بسیاری از مشکلات ما حل خواهد شد.


اما در عمل چه باید کرد؟
در ابتدا باید صبوری پیشه کنید چون ایجاد چنین تغییراتی یک شبه یا یک هفته ای امکان ندارد. بعید میدانم بتوانید همسرتان یا خیلی های دیگر را از فضاهای مجازی جدا کنید، که اگر حضور در این فضاها کمتر باشد قطعا منافع روحی و روانی و جسمی زیادی خواهد داشت که فعلا جای طرح آن نیست.
اما میتوانید از دو جنبه فعالیت کنید. یکی اینکه اگر دوستان و آشنایان همسطح یا کمی پایینتر از خودتان به لحاظ مالی دارید به تدریج رابطه خود را با آنان بیشتر کنید و از سوی دیگر، روابط با کسانی که اوضاع مالی بهتر دارند یا افراد و خانواده هایی که به طور شخصیتی، اهل تجملات هستند (هرچند واقعا توان مالی بالایی ندارند) را کمتر کنید (البته این ارتباط را قطع نکنید).
از سوی دیگر شما میتوانید هم عملا برخی امور مثل سفرهای ارزان قیمت، رفت و آمد های کم مؤنه و یا حتی خرید های ارزان در هر چند ماه یکبار یا سالی یکبار انجام دهید، و هم میتوانید ذهن و روح و قلب همسر خود را کم کم از مسائل دیگر خالی کنید . حتما میپرسید چگونه؟ ساده ترین و ارزانترین کار (و البته برای برخی مردان سخت ترین کار) اظهار محبت و عشق به همسر است، هم اظهار محبت زبانی، هم عملی، گاهی هدیه ای یا شاخه گلی برایش بگیرید.
 این کار شما به تدریج هم دل های شما را به هم نزدیک خواهد نمود و هم به تدریج ذهن همسرتان و البته خودتان را بیشتر درگیر یکدیگر و زندگی تان خواهد نمود.

و البته در کنار همه اینها به طور زبانی هم میتوانید نمونه های بسیار بسیار زیادی که در اطراف خود ما وجود دارند، افرادی که با حداقل امکانات شاد زندگی میکنند، یا کسانی که با امکانات زیاد زندگی بدی دارند و ... را به مناسبت های مختلف به او نشان دهید یا معرفی کنید...
همانطور که عرض شد این کار ، هم زمان بر است و هم گاهی دشوار، با توجه به متفاوت بودن ذهنیت ها و سطح استدلالات افراد، نتیجه گیری هم فرق می کند. گاهی با یک جمله کسی را میتوان قانع کرد، گاهی با یک روز بحث، گاهی با یک ماه بحث و رفتار و گاهی شاید سالها زمان لازم باشد تا کسی به یک واقعیت پی ببرد.